قالب اندیشه
قالب فضای ظرفیتی است که بجوانب فولادینش مسدود باشد و بگنجایش محدود ٬ چون انباشته شود اتساع نیابد و مازاد مظروف بدرون نپذیرد ٬ ا گر قالب گر قادر را ابرام مقصود باشد قالب بشکند یا کج و معوج شود و مظروف هدر رود .
قوالب متنوعند و بیشمار اما کاتب را مقصود ٬ قوالب خاصه « اندیشه زمان و مکان » هدف است و بس .
در سفر باعصار پیشین سری بر امکنه خاصه« در قوالب ادوار و اندیشه »می زنیم و مناظر یافته را بکلک قاصرو بتوان موجود بپرده میکشیم چون قاریان را بخواندن و مداقه عادتی در میان نیست .
گذری سر سری از کرانه حجازها میکنیم ٬ «سرزمین سوخته دلان و مشهد نا آگاهان « کران و لالان و نابینایان و...» جآییکه جز ء به اطعمه واشربه و مجامعت و ... اندیشیده نمی شد و همه زندگی بر پایه غرایز حیوانی مثبوت بود . (اعراب بدوی )
در گذر زمان و مکان باین دیار بود که صنم ها و بتها ساخته شدند ٬ قوالب جدید پدید آمدندو به زیور اسطوره ها و خرافات آراسته شدند تا اندیشه انسان را بچار چوب محبس ذهنی باسارت کشند و النهایه قوالب را بر مفتاح موهومات ببندند و کلیدش را بر ناکجا آباد بیاندازند و خود را رابط نقطه مجهول بنمایانند که هیچکس را یارای سخن در میان نباشد ٬ بحثی بر این گذشته ها و قوالب مرتبط نیست بحث بر سر انتقال این قوالب بر ادوار آتی است ( روزگار امروز ) . قوالب زمان و مکان را با گنجایش مسدود و معینه و مظروف داخله اش بروز میکشانند و ابرام و اصرارمی ورزند که مکان و زمانه را با این همه هیبت و رشد کمالش در آن بگنجانند ٬ گر چه قوالب می شکنند و معدوم میگردند اما مظروف اندرونش زمان و زندگی می بازند واندیشه وخرد (عطیه خالق بیهمتا )را برکود میکشانند تا بگذر زمان گندیده شوند و بامید جوانه دیگر زمانه ببازند و... ( قرون وسطی -حکومت کشیشان ٬ کشتار بنام الله )
در گرایش اذهان بر نوشته های پنهان به امثله ای چند «منقوش بر فحوای متن »توسل میکنم شاید پرده ترس و تشکیک که در وجودم نهادینه شده است بکنار زنم و بمصداق «العاقل فی الا شاره » حق مطلب ادا کنم :
با تکیه بر نا آگاهیهای زمان ٬ بی دلیل و اسناد و شاهد بگفتند و به تلقین و زور و شمشیر بر ذهن مردم بکاشتند که ما پیام آوران خالقیم و دستوراتش بر شما حامل. چون موکل اصل را کس اعراضی نشنید ٬ پیش تاختند و بقربت فامیلی مدعی شدند و خطبه محرمیت بخواندند ٬ امیال و افکار خویش به مطبخ خالق بپختند و بر بندگانش بفروختند تا بنامش خدایی کنند و مخلوق را ببندگی عادت دهند و بدینگونه بود که خالق را نامی بدلخواه خویش برگزیدند ونام بت بزرگ بر او بنهادند که امروز نیز باذنابش بعادت ثانویه جاریست : « پادشاه ظل الله است ٬ مجتهد آیت الله است و ... »
این موهومات بر زمین اندیشه نا آگاها ن « مکان وزمان» بکاشتند و اذنابشان را بر آبیاری آن «باشک جشم بندگان » بیافراشتند ٬ حال کاسه لیسان بار دیگر در صددند ٬اندیشه حجیم ومتحرک زمانه را در قوالب پیش ساخته و متوقف زمان ٬ که تراشه زنگارش بر اندیشه و خرد انسان استحاله شده است در این قالبان بگنجانند ٬ عجیب تر اینکه هنوز نا آگاهانی وجود دارند که مثبوته های عینی را بدور داشته و بر موهومات ابرام ورزند * ( اینان یا بسیار نادانند یا بینهایت کلاش )
اینان زمانی بر ماه صلوات میفرستادند ٬ گردش زمین بدور خورشید را کفر میپنداشتند ٬ اعتلای علم را انکار میکردند و اختراعات و اکتشافات را بر خودیها منسوب میساختند و هزاران موارد مشابه را بیادگار گذاشتند ٬ هنوز میرقصانند ! رقاصان نادان را ؟!
بشکنید این قوالب ٬ بیابید خالق هستی را - بیابید خالقی که قادر مطلق است - بیابید خالقی که بی نیاز از کمک بشر است - بیابید خالقی که مسکون دلست - بیابید خالقی که بی نیازاز سجده ساجدان است - بیابید خالقی که در ارتباط بر بنده اش مستقیم است .


تصویر شماره «!»
۳»
ثصویر شماره «۲»


no:1
۱- مقبول فلسفه شرع است که مزار باید همسطح خاک باشد که نما دینش مزار مبارکه پیامبر (ص) است ٬ این همان تقدیس است که سوار بر مرکب غلو پیش میتازد تا اصل را باذهان جوان مورد سوال باشد و چون زبان بگشایند تکفیر شوند و محارب خدا گردند چون زیور سفره غالیان را بمخاطره اندازند. no:2
۲- فرق بین پرده ها:
داد و فریاد بر نا خدایان٬ فرمانبر نداهای وجدان
