تبليغاتX
اندیشه محبوس

                                        

                                        

                                                                                                  

   

          بسم الله الرحمن الرحیم

   استفاده از اینترنت برای مسلمان

              جایز نیست !

         دفتر آیت ا... عظمی ...           

                            

   وقتی  در  بلاگی  ،     بجوابیه  استفتای یک جوان مسلمان فتاوی چندین مجتهد را خواندم  بسیار متعجب شدم که  چگونه و بر  چه ادله ای چنین فتاوی صادر میشوند ؟

  نا گهان  یادم آمد  ،    که   ذره ای نجاست کل را نجس  و از حیز انتفاع بیاندازد  ، باد نا مانوسی ستون دین بلرزاند ، کلام دروغین غیر   گناه کبیره شود ، اشک یتیم  ، گیتی بباراند و غیره  ... و انسان را  تا  بروز جزاء  ببرزخ منتظر و النهایه بآتش جهنم بسوزاند !  چراء بایدبهره وری از اینترنت  جایز باشد ؟  نهیبی بر خود زدم  که در اشتباهم و مصمم شدم تا استغفاری بجای آرم  و ذهنیت   خود رابجرعه  آبی کر «بوجب مشهدی رجب»  مطهر کنم که ناگهان ندای  باطنم    نهیبی دگر سر داد که ای گمراِهِ غافل، مگر هرگز  معجزات این دستار بسران    ندیدی  ؟           : 

* مال مخلوط بحرام را پاک و تطهیر  و  حلال انسان  را حرام و محرمات  بدیهی را بدلخواه  حلال میکنندو کلام« الله »را بزعم خود تفسیر   مینمایند .

* مگر گرسنگان و تشنه لبان  را که در صدد سد جوعند  حد نمیزنند و بر دزدان واقعی ،  کلاه پیچ در پیچ نیرنگ نمی بافند و نشان خدا یش  نمیخوانند  . «دستار»            

*مگر  آنچه را که بخاطرش بندگان مظلوم  بدرند و فرزندانشان یتیم و مادرانشان بخاک عزا نشانند ، خود بخفاء نُقل مجلس  عیش و طرب   نکنند ؟« قل قلی و گرز  دود و دم  » 

النهایه دریافتم که اندیشه علیل و مغز متحجر را توان قضاوت درست نتواند باشد  که سخن روزگار بداندو بفهمد و سره  از نا سره   تمایز دهد .« وای بر ما ملت  که پیروان و راهروان قلاده تقلید یم .»

*اگر بر خاک زمین کفار نباتی بروید که ببزاق  خوش آید  ، اگر بر  بستر دریای بیکرانِ  زیستگاه جاندران حرام گوشت« دریا ها » صیدی شود که لذیذ نماید  ، اگر سفر مردان خدا بر سرزمینهای کفر  «شرقی و غربی»و کشف مادام و پیر  کوری اهداف مقدس باشند ، اگر مداوای درد بواسیر و پزوستات آقایان بید ناپاک  اطباء کفار مقبول  و مطلوب افتند و تحصیل آقازاده ها در سرزمینهای کفر هدف باشند ! که جملگی مردان نیرنگ باز را  شایسته و خوش  آیند  ؟  چگونه باور کنم  که اقیانوس دانش جهانی« اینترنت» در کنترل  عاملان بهره ور   ، بخاطر پاره ای  تصاویر گوشت و استخوان که  منشاء عقده های دیرینه دنیوی وآرزوها و نویدهای اخروی جاهلان است ،  جایزنباشد ؟

پس کجاست  ؟  :

     * آن آثار تربیت پایدار دینی ؟              * آن حق گزینه های انسانی ؟

     * آن اخلاق مسولانه دینی ؟             * آن اعتقاد ثابت مسلمانی  ؟

 مگز نه اینکه حقیقت اینست که با قصد  حراست از  سلامت جاه ومقام خود ، دروازه زندگی عالَم  ببندند تا اندیشه کنکاشگران جوان را  در سیاه چال عفریت بمحبس کشانند و تابع محض خویستن کنند تا  خود آسوده بخوابند و صباحی بیش در خدمت الله  خاصه خویشتن بمانند !!

                                  هشیار باش ، هشیار ای برادر

                         پاره کن زنجیر جهل و آزاد نمای جان و تن را 

                          یقین  بفرداها رستگاری از آن تو خواهد بود  

                               

+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Thu 15 Nov 2007 و ساعت 8 PM |

سادات : « descendant of Prophet or Lord or Master »

Green turban another sign of superiority

Sign of black turban that shows  preference of descendant of prophet

پیش گفتار :

کلمه سادات جمع کلمه سید است و در زبان فارسی معنای آقا از آن استنباط میشود ، در زبان انگلیسی مفهوم این کلمه معادل لرد یا مدیر و مرشد و ارباب و کارفرما و ... آورده شده است و از طرفی به نسل پیامبر نیز معنا گردید ه است .

در فرهنگ ایرانیان «عجم» ، انتساب این عنوان بهر کسی نشانگر اینست که آن فرد ازنسل پیامبر بوده و احترامش بر هر مسلمانی لازم است ، زاید بر این حقوق معنوی و برتری جویی، حقوقی دگر نیز بصورت مادی در مذهب شیعه با نام خمس در حق آنان بتایید رسیده است .

برخی از مخالفان و متد ینان روشنفکر شیعه بر این ادعا یند که با توجه بدیدگاهای شخصیتی پیامبر اسلام و جایگاه رسالتی وی ، قبول چنین ارجحیت تناسلی بر خاندان خو یش غیر ممکن می نماید زیرا تایید این عنوان با مزایای مترتبه بر آن ، چیزی شبیه نژاد پرستی و رجحان طلبی است که در اسلام حد اقل بلفظ مردود می نماید .

عده ای دیگر از اهل تشیع با تکیه بادله تاریخی ، گونه دگر می اندیشند که در این مقال بایجاز مورد اشاره قرار میگیرد :

این طبقه بر این باورند که پیامبر را هر گز توصیه ای بر این امر جاری نبوده است بلکه بزمان حمله عمر بر ایران «خلیفه دوم با مشاورت جنگی حیدر کرار » و استیلای عرب بر این کشور ، سربازان اسلام بعضا با مزاوجت یا تجاوز بر زنان کشور تحت سلطه  « بقول حکام اعراب - کنیزکها » صاحب فرزندانی شده اند که در جهت حفظ مقام شامخ آنان در جایگاه فرزندان فاتحان اصیل جنگ ، بمردم شکست خورده تحمیل کرده اند که این طیبان را سید و سیده «مذکر و مونث» خطاب نمایند تا احترام کنیه اعراب فاتح جنگ حراست شده و تداوم یابد . عدم این نوع عناوین با این معانی خاصه در بین مسلمانان غیر شیعی جهان وسرزمین مادری اسلام « حجاز زمان » و رسالت پیامبر نشانگر اینست که تولید این عنوان چون عناوین مشابه دیگر از کرامات خاصه شیعیان مسکون ایران باشد که امروز نیز بدون وقفه بموازات تکنولوژی روز جهانی در حرکت است .

استنا د بقیه نیز چنین است که چهار فرزند ذکور پیامبر پیش از سن بلوغ از جهان رفته اند و هر گز قدم بمرز رشادت نگذاشته اند که نسلی از خود ایجاد و بجای گذارند و چون طبق کلام «الله » وراثت و توارث فقط از طریق مردان انتقال یابد پس این ادعا مشکوک بوده و مقرون بصحت نباشد .

روایات دیگری نیز بر سینه تاریخ بی هویتان پینه بسته است اما چون اشاره بر آنها موجب تطویل کلام گردد بهینه است در جهت اجتناب از تکرار بی ثمر آنها  ، دروازه قالب سخن را بگل بست تا آثارش بتزاید ظاهر نشود  چون ممکنست خسران بزاید .

کاتب را ، خدای نا کرده قصد تجاوز بر حریم دگران نیست ، بل در پی کشف حقیقتی است که بر او نهان باشد و طالب کمک از اهل تفکر است که ذهن کنکاشگر خویش را مرهمی باشد .

 

 

+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Thu 8 Nov 2007 و ساعت 8 PM |

Religion's leader

Astronaut or Spacetraveler

             «  پیش گفتار»

* بدون شک زمان بدون ایستایی بسوی فراروزها بتداوم در حال حرکت است پس عناصر موجوده دربطن زمان باید بالا جبار هماره در حرکت باشند و خود را بالنسبه باسرعت و شتاب زمان منطبق نمایند و الا در قهقراء مانند و زمان از دست برهانند . « عدم موازنه»

*اندیشُه متصله بر بستر جسم ، یکی از عناصرمتحرکه بموازات زمان است که زادو ولدش حلال نیازهای زمان باشد و چون بشتاب با جنبش زمان در تطبیق نباشد از حیز انتفاع بیافتد ودگر بکار نیآید یا کمتر آید . « شبیه عدم تناسبات رشد جسمانی»

* ختم رسالت بحجت تکامل نسبی خرد بظرفیت زمان«عطیه خلقت» و بحکم آفریدگار آمد تا حجتی دگر بر رهبری خرد باشد . « خرد رهبری را دو صورت در قالب نیاز مفروض باشد : فردی ، جمعی»

« نیاز های زمان بتَبَع اندیشه زمان پیش آید ، اندیشه زمان است که رافع نیازهای زمان باشد . »

«تقلید در مذهب »

بر مبنای دلایل زیر ، تقلید را بظرف زمان جایگاهی متصور نیست مگر براستای زمان، بتحرک همتراز باشد : «دلایل شرعی»

الف-گزینش پیامبر و نزول کلام وحی بتناسب و شرایط زمان و مکان ، گویای این واقعیت است که تحرک اندیشه لازمه زمانست .

ب- نوید آفریدگار بسوی کمال ، خود تاییدیه دیگری بر حرکت زمان و تبعیت جبری عناصر وابسته بزمان است .

ج- تعیین و گزینش اسالیب و شیوه های تربیتی مناسب زمان در ادیان چون شیوه های تبلیغات دینی ادیان صاخب کتاب« مهرورزی ، مهروشمشیر ورزی توام» و تبلیغ بر اساس تمثیلات ساده محیطی فراخور افکار زمانیان«مناسب ظرفیت محیط زندگی » خود موید تناسبات بین نیازها و اندیشه زمانست .

د-ختم رسالت بحکم آفریدگار خود حجت دگریست بر عدم نیاز بشر به رهبریت غیر« رهبریت تکلیفی» وتاییدی است بر اصالت و تکامل نسبی اندیشه بشری متناسب با زمان و توانا در خویش رهبری .

ه- توجه بوظایف معینه در امر رسالت که پیامبران رادر محدود ه انحصاری و ِصِرف ابلاغ کلام آفریدگار تحدید میکند و آنان را متعهد و موظف وضامن اجراء در اثرات و یا کنش و واکنشهای بندگان در قبال کلام و فرمانش نمیشناسد خود دلیل مضاعفی است بر ختم رهبریت غیر خویش که بهر شکلی از اشکال پدیدار باشد .

از جهتی ، تفسیر کلام خدا و اتصال برداشتهای خویش بر کلام خدا یا کلام رسول خدا ، در شان مادونان «بندگان» رسولان وخدا نیست که مبتنی بر امیال عمل شود و رسالت را بنوعی ، بنقص در تعلیم کلام خدا نشانگر باشد . «ترجمه مد نظر نیست »

دلایل عقلی :

الف : گسترش نیاز های بشری همتراز اندیشه زمان : بررسی و مقایسه بین فرهنگهای زمان حال و گذشته بطور عام و بجوانب مختلفه حاکی از آنست که با پیدایش نیازها ی مرکب و پیچیده حال نیازهای گذشته منسوخ و ببیان دگر ناپدید شده اند . « بجای شتر از هواپیما و بجای محاسبه با انگشت از رایانه و بجای اذان از میدیه و .... استفاده میشود »

ب- رشد بیحد و حصر علوم و دانش بشری والنهایه لزوم طبقه بندی آن در جهت ایجاد تسهیلات مطالعاتی متناسب با زمان . «تخصصی شدن دانش » نشانگر این است که هیچکس را یارای اظهار نظر تخصصی ومتقن در جوانب یک مطلب کلی ومرتبط در میادین علمی و نظری مقدور نیست .

مثال جاریه : وقتی از رهبر اعظم در مورد حلا لیت ماهی اوزون برون «استروژن » استفتاء شد ؟

فتوا اینگونه بود : اگر متخصصان تایید کنند که ماهی استروژن فلس دارد میتوان گفت که حلال است ، فتوا یا نظر آمیخته بر شک و تردید و متکی بر علم غیر آنهم بصورت عام نتواند راهگشای بشر باشد .

ج- تغییر و تغیر در اشکال متنوعه نیازهای بشری بتبعیت از زمان ، مستلزم تغییر و تغیر در ابزار

کاربردی است اگر چنین نباشد مشکلات لا ینحل و یا ناقص الحل و یا مزاحم باقی مانند .

مثلا امروز نتوان با خانواده به خیمه و چادر زیست و یا بکشور های دیگر با شتر سفر کرد و یا بهبود بیماری دریچه قلب را بزیارت عتبات و عالیات موکول کرد .

د- تغییر و تحول در روشهای تعلیم وتربیت متناسب با بستر افکار روز و اثراتش بر متعلمان انسانی خود جایی برای پذیرش جوابیه های الگویی هزاره های پیش باقی نگذاشته است که امروز بر آنها تشبث شود . امروز اگر بفرزند من گفته شود که بتکلیف مذهبی باید خمس و ذکوه اموال بدهی ، اول خواهد پرسید ؟ چراء و بچه دلیل ؟ باید بگویم که چنین و چنانست و... یقینا یکی از جواب او چنین خواهد بود :

در اسلام وراثت نسَبی متکی بر پدر است ، پیامبر را قرزند ذکور ی باقی نماند که نسلی از او در بقا باشد و ... .

« روش عهد عتیق : تقلید و تعلیم با ابزار چوب و فلک و... وتمثیلات ساده و... . »

« روش عهد جدید : تعلیم و آموزش با ابزار جدید علمی که خود دانش جدید دگریست با دامنه بی انتها و... »

واقعیت ها ی دیگر :

الف - ارتباطات اندرونی و بی چون و چرای محتوای علوم تئوری و عملی با یکدیگر . «مثلا امروز نمیتوان مسایل بهداشتی و اقتصادی و مهندسی و یا طب و... را بدون دخالت ریاضیات و محاسبات و رایانه وابزار خاصه و ... تجزیه و تحلیل کرد ه و بنتیجه مطلوب و مقبول دست یافت

ب-دانش هر روز و حتی هر دقیقه مبتنی بر تحرکات فکری و نیاز ها در تغییر بوده و اکثرا خط بطلان بر وجود قبلی خود میکشد . « مثلا در پزشکی هر آن روشهای شناخت ودرمان امراض دگرگون شده و روشهای قبل را بطور اتو ماتیک منسوخ مینماید

ج- نیازهای دوران جاهلیت و ساده زیستی انسان ، بعلت زاد ولد نیازهای پیچیده جدید ، مشکل امروز و نیاز زمان نمیباشدزیرا تاریخ مصرفشان بپایان رسیده است . امروز دگر تعریف آ ب کر با وجب مشهدی رجب و یا آبجاری و مسایلی چون حیض نسوان و مال مخلوط بحرام و شکیات صلواه و جماع با حیوان حلال گوشت و خمس و ذکوه وغیره و... در قالب فروع دین وتوصیه رسالات عملیه میسور نباشد .

د-در گذشته زیستن و اندیشیدن و بی انعطاف بر امتداد نوک دماغ خویش رفتن و خط بطلان بر تازه ها کشیدن ، اندیشه را در محبس تعصب داشتن ، علم آموختن نیست که عالم و فقیهی در کار باشد .

بر محضر عوام مغالطه کردن و صغرا و کبرا چیدن ، بر سیمای تازه ها خندیدن ، شکل پوشاک خویش حفظ کردن ، محاسن بلند نگهداشتن ، مبالغه کردن ، خرافات گستردن و بتقدیس و تعصبات ارج نهادن و بجبر و عتاب مردم را ترساندن و بقدرت عوام بر دگران مستولی شدن ، جهدی بر علم آموختن نیست که اجتهادی بکار و مجتهدی مورد نیاز باشد.

احتجاج دگر اینکه علوم تجربی علم یقین و یقین عین است ، بعبارتی منتجات علوم تجربی بشرایط همسان هماره ثابت و قابل رویت و تجربه است در صورتیکه علوم دینی باور باطن است ، نه فروعات آن حتی اصولش بتاسی از تفاسیر ، بهر مکان و زمان ، بین هر دسته و گروه ، بمنتجات غیر ثابت و متفرق است .

« تفسیر کلام خدا بوسیله مادون خدا سوال بر انگیز است »

ب- علوم تجربی پو یا و منعطف و متحرک است ، بدانگونه که بهر زمان و مکان انطباق نسبی یابد و خود بقالب زما ن در آید ،اما علوم دینی لایتغیر و یا بنوعی منجمد در زمانست و بر طبق نظر باور مندانش جزا و یا کلا متکی بر وحی و سنت و گفتار رسولان و بعضا امامان می باشند که قفل تقدیس بر حریمشان خورده و نگاه و کنکاش در آن تقریبا غیر ممکن و حتی تکفیر آمیز است .

حال با توجه به مبانی فوق الذکر و نظر اکثریت قاطع علمای اسلام باید گفت که اجتهاد در مبا نی دینی «مذهب شیعی» کاملا بی جایگاه است و تقلید که خود از ابتدایی ترین اسلو ب تربیتی است درظرف زمان امروز «منطبق واحد زمان » ذره ای بیش نیست و مجتهد با توجه بگستردگی و آمیختگی و ارتباطات درونی و بیرونی علوم تجربی و اجتماعی و همچنین ارتباطات نیاز ها و شئونات متعدده و پیچیده زندگی بشر امروز فاقد توانست که مدافع پاسخ به اینگونه نیازهای روز باشد .

کسانیکه هنوز نتوانسته اند حتی سنن و فرهنگ پیش پا افتاده قرون پیش را از اذهان خویش بزدایند وظواهر عادی خود را با زمان تطبیق دهند صاحب چنین حقی نباشند که بر بشر امروز تعیین تکلیف کنند حتی اگر این دخالت در فروع باشد .

آنانکه پس ازقرنها هنوز توان نیافته اند با الفبای زبان روز چون سیستم واحدها ، حقوق اجتماعی ، سبک تحصیل وغیره و ... خود را منطبق سازند ، آدمیان ایستایی اند که جسما در قرن حاضر ایستاده و نقس میکشند وبتفکر و اندیشه در اوایل عصر حجر با سنن بدوی میزیند .

القصه :

فلسفه زمان سوال زمانه زاید و جواب زمانه بر انگیزاند و بدین حجت است که تقلید تکلیفی باز دارنده میشود وعمل مقلدان خطا « مامومان»و ادعای مقلدان « امامان» معصیت میگردد .

علوم دینی بر بستر تجربه ننشیند چون باور باطن است و منتجه متقن بار نیا و رد ، پس جهد در آن اجتهاد نباشد که آبستن مجتهدان شود . گر حفظ قران بر حافظش علم گردد حافظ قران عالم شود و کل حافظان عالم وعالمان حافظ شوند .

اعتذار : کاتب را قصد تجاوز بر حریم باور مداران نباشد ، این نوعی اشتیاق بر نظر گاه اهل قلم است .بلبل که در حریر چمن آشیانه کرد - مقصودش آن گل بود و آن چمن را بهانه کرد

                                                                                                   Camel driver

+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Thu 25 Oct 2007 و ساعت 9 PM |