

« برای رقاه حال مستضعفان نمایندگان حقوق خود را افزایش دادند »
پیش مقدمه :
آیا هرگز از خود پرسیده اید که :
«۷۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت ۳۰ ساله ایران در کجا تاراج شده است ؟ »
« منشاء بیکاری بیش از ۱۵ درصد نیرویهای فعال جمعیت کشور ، چراء دائما در حال افزایش است ؟»
« کثرت ثروت بیکران حاکمان فعلی (گرسنگان قبل از انقلاب) ، چراء دائما در حال تصاعد است ؟ »
« چراء بعضی افراد برای ورود بر بافت حاکمیت سر ودست میشکنند ؟ »
« چرا ء آزادی بیان و قلم و ... در هم شکسته میگردد و فهمیدن جرم انگاشته میشود ؟ »
پیش گفتار :
در متن حکومت های دینی ، آزادی را هر گز جایگاهی قابل تصور نباشد ، زیرا در حکومتهای دینی هیچ روزنی برای خواست و اظهار نظر مردم در حیطه داوری خرد پدیدار نیست ، در حکومتهای باصطلاح دینی ، این فقط حکم« الله »اختصاصی است که بشکل بازتاب اذهان مدعیان دروغین قابل تنفیذ است و لا غیر ! اگر چنین نبود لا اقل بین خدایان ادیان آسمانی صلح و صفایی بر قرار میشد و اهداف واحدی تعقیب میگردیدو نام واحدی بقصد اهداف واحد بر آفریدگار انتخاب میشد !
نوجه : «اسماء بویژه اسماء مقدسه و مهمه در ترجمه و برگردانها قابل تغییر نیست .»
تقابل باور مندان بویژه علمای ادیان با همدیگر ، حتی در انواع آسمانی آنها ، شکلی از جنگ قدرت است که در پی استثمار عوام الناس (صاحب اکثریت کمیتی ) و چنگزنی بقدرت ، با اهداف سیطره بر جهان و ارضای تمنیات شیطانی و نفس اماره و جاه طلبانه باطن مدعیان رویان میشود ، که مصداق آنرا در شعارهای انقلاب ۵۷ ایران بوضوح میتوان یافت :
«انقلاب باید بجهان صادر شود ( اعلام جنگ ) ، ولایت ، حکومت جهانی است (اعلام جنگ )، شاهان اردن و عربستان باید بروند (تهدید و ارعاب دول غیر ) و شعار های غیر لارم دگری چون صهیونیستها باید از صحنه روزگار محو شوند و هالوکاست دروغ بزرگ جهانی است و نصایح رییس جمهور محبوب و سیاستمدار بزرگ وبیهمتا ی ما ، به بوش رییس جمهور ینگه دنیا ،برای تمکین از فرمان ولی الله و غیره ... از انواع این هجویات و هزلیات زمانه است که بحَیل مختلفه بزبان امت پیرو نا شناخته و نا دانسته جاری میگردد و ما مردم ذوالحیاتین را گاها بوجد و مباهات ملی ودینی نیز مفتخر میکند بدون آنکه بتوانیم عواقب آنرا پیش بینی کرده و محاسبه کنیم ! »
(انشاء الله !! با دسترسی به انرژی هسته ا ی و تسلیحات اتمی ، بمدد دجالان توان خواهیم یافت تا مقدمات گسترش جهانی عدل و داد را فراهم کرده و دنیا را از وجود کفار آزاد ساخته و بیداد ببخشید داد را بر ساحت جهان بسط خواهیم داد !!! )
{ ما ایرانیان از جمله امم خوش طالع جهانیم که کشورمان بعنوان نقطه شروع بر گزیده شده و خود نیز جزء لشگریان ولی الله انتخاب شده ایم «آفتاب از مشرق بر آید !!» وامروز کشورمان بمنزلت حجاز و خود بمنزله امت اعرا ب عالِم قرار داریم . «شکر الله را باد »}
*با کوته نظری بر انقلابات ۸۰ ساله پیشین « قرن بیستم» هرگز چنین شعارهایی را از رهبران انقلاب و انقلابیون کشور های دگر نشنیده ایم چون اینان فقط قصد آزادی وطن و اصلاحات لازمه و مرتبطه بخودرا داشتند و بس و نه مقاصد دگر ! .(چین ،روسیه ،کوبا و ...)
* اگر بشود شب را بروز انطباق داد و آسمان را بر زمین میخکوب کرد و سیاه را سفید خواند و بالعکس ، آنگاه باید باور کنیم که حکومت دین را بر کنار بستر آزادی محلی از اِعراب است !
« خطوط فعالیت تصفیه خانه انتصابات »
در یک جامعه دموکراسی ، بر حسب معمول کاندیداهای نمایندگی ، از طریق گزینش اولیه مردمی انتخاب و معرفی میشوند واین گزینش معمولا از طریق احزاب سیاسی مردمی (نه حکومتی ) که وجودشان از صفات بارزه دموکراسی است بمنصه عمل در می آید و هیچ سرند و غربیلکی جز آرا ء مردمی در این انتخاب موثر نباشد ، بعبارت دگر بحکم کمیت آرایی اولیه است که کاندیدا ها ی انتخاباتی بطور اتوماتیک حذف و یا پذیرفته میشوند«گزینش اولیه» در این روش کلیه شرایط لازمه مانند معروفیت بشهرت ، نیکنامی ، توانایی و دانش و آگاهی وشایستگی و غیره بدون توجه بباور ها و سهمیه کوپنی از طریق خود مردم و یا نمایندگان گروهی آنان (احزاب)مشخص میگرددو قانون هر گز حق مداخله در رد یا قبول کاندیداها را دارا نمیباشد مگر افرادیکه طبق احکام محاکم قضایی محکومیتهای خاصه ای را داشته باشند ، ناگفته نماند، در انتخابات مردمی نهاد های دولتی موظفند در چارچوب وظایف مشخصه خود نسبت بتامین امنیت و سایر مساعدتهای لازمه ، خدمات کمکی خاصه ای را مبذول دارند .
« حال ببینیم که والدین مدعی و دلسوز دموکراسی لاهوتی ، چگونه ُسرنا را از ته گشادش می زند و بباد دهان خشک و گاله وارش بتار اصواتشان میدمد ! »
* در مسیر این تونل باریک و تاریک باصطلاح آزادی قرن حجری که بنوعی تحفه نطنزی بیگانگان بَدویست ، بمداقه بنگر تا دوباره خود را باندرون خویش گم نگنی و چون جهلا بکرات از یک سوراخ گزیده نشوی ! چون این در شان تو ایرانی فرهیخته نباشد که آن کنی که از صفات جاهلان باشد ؟ ( ترا پندار و گفتار و کردار نیک بخون پاکت عجین است !)
* کاندید اها چو ن گله میشان با خیال چنگ بر چراگاه خویشان بتحکیم نفس امٌاره بر درب دولت اقبال بکوبند ، نه برای من وتو که همواره فراموش اذهانیم و وجود ی نا موجود !
* درب سیاه تونلی بر آنانی باز شود که گوشِ کر دارند و چشم کور ، بزبان لالند و بمغز ناتوان و بتشخیص معلول و بخرید ارزان که آنان را امت امام نامند ، چون مدعیان خدایی را هوش و ذکاوت و عقل ودرایت دگران مقبول نباشد تا در گفته ها یش بخرد داوری کند .
* آنگاه که گله میشان بنزدیک تونل شوند (وزارت کشور وشاخه هایش ) شبان را حق گزینش فرا رسد تا چوب داوری بر سرش کوبد و از در باغ سبز برانَدَش و آنانکه بصفات مقبوله فوق مزین شود باندرون تونل برانَدَش !!
* کار که بدین مسیر با تمام رسید نوبت گربه ذاکان شود (شورای نگهبان ) ، فریاد بر آرد که گربه عابد شده و دریدن توبه کرده است ، چون همه جمع شوند درب مسجد ببندند و نا خودیها را بدندان کینه بدرند !! ( دز مثل مناقشه نیست ـ کتاب موش و گربه عبید ذاکانی )
بنوبت آخر ، آنانکه بنیرنگ جسته اند ، بچنگ قوم کلاب شبان ، مجددا «الاهم و فی الاهم» دسته بندی شده (نظار انتخابات ) و باندرون جعبه ها سرا زیر شوند ،آخرین درب آغلی تایید اعتبار نامه است که چون خیمه شب بازی ، نوعی سرگرمی بر امت خوش خیال باشد.!
پایان خط بترم چهار ساله باشد ، ننگ و تنگ و نزارو زاری و خود قروشی بدینجاباشد که هر گز آزاده را تحملش میسور نگردد :
چهار سال باچشم بینا کور و با گوش شنوا کر و با زبان گردان لال باید بود مضاف بر اینکه حداقل هفته ای یکبار با ذکر بسم تعالی و مداحی با روش مقبوله در ستایش ولی الله باید بهٌشیاری عمل نمود تا مستحق دریافت مزایا باشی ، اگر خدای ناکرده بدشانسی سراغت بیاید که بسمه تعالی را بسهو بنام خدا ذکر کنی و پشمک را کوته نگه داری آنگاه بر پایه اقدام بر علیه امنیت بانجا که نا کجا آبادش بخوانند تبعید شوی !
پس باید پذیرفت که نمایندگی ملت کاری بس دشوار است و هر کس را یارای انجام آن میسر نباشد مگر بشرایط خاصه که مذکور افتاد !
پس بیایید حقیقت را بتجزیه خرد در یابیم و خود را سیاهی لشگر این خیمه شب بازی ننماییم زیرا این نوعی بی هویتی و اهانت بر خویشتن است که با تاسف در فرهنگ ما بدعت شده است .
این حقیقت را بدانجهت بکنایه و استعاره بنوشتم که هم میهنان را شهامت و جرات خواندن فراهم آید و الا مرا که بتولد کشته اند باکی از کس نباشد !
در پایان شایسته باشد ، خطبه موجزی بر پدران و مدعیان با دانش وتجربه هموطن خوانده شود ، شاید موثر اقتد :
ای آنکه دین خود بتوارث یافتی و هر گز در آن بکنکاش نپرداختی ، ای آنکه بزور شمشیر گردن بیوغ جابران نهادی و باور خویش بخشت جهالت بساختی ، انصافت کجا باشد ! انصافت کجا باشد ! که رسن باور پوسیده خود با گره کور بر گردن دلبندانت ببندی و آنان را ندانسته بطول عمر شان زیر یوغ نا خدایان قرار دهی ! باور کن ، بعمق دل باور کن که آفریدگار را بر زمین نماینده ای در کار نیست ! ظل الله ها و ولی الله ها و فراعنه و ... ساخته اذهان بیمار من و تو است ! قادر مطلق «آفریدگار» نظام هستی را بتناسب آفرید ه است و کل لازمات و ملزومات را در نهاد ذره و ذرات آن از پیش ودیعه گذارده است ، آنگونه که تو قادر شوی بحکم خرد بسوی نقطه کمال پیشتازی و بپایان بگونه حقیقت خویشتنش در آیی !
خرد عطیه آفریدگار بر انسانست ، خرد ابزار تشخیص حق و حقیقت است گر آنرا بکنج عزلت بزیر باور های پوسیده نهان کنی کفر نعمت کرده ای و بر آفریدگارت طغیان ورزیده ای که سزایش سهم دلبندانت ما خواهد شد .
« نباید در خیمه شب بازیها سیاهی لشگر شویم ، این توهین بر خرد ماست »
+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در
Wed 27 Feb 2008 و ساعت
8 PM |