تبليغاتX
اندیشه محبوس

                     «دیباچه ای بر کامنت  یکدوست فرهیخته و نا آشنا ! »


پست زیر کامنت یکدوست فرهیخته و نا آشنایی است که از قدرت قلم شیوا و اندیشه والایی بر خوردار است ، در نوشتارش بیحُب و بغض،صفای باطن پاک  را نمایانده و امانتداری اخلاقی را بجای آورده است ، حیفم آمد که آنرا با دوستان دگر در میان نگذارم  .  برایش موفقیت و کامیابی می طلبم . بهرام فرزان



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Fri 15 Aug 2008 و ساعت 5 PM |
                   

پیش گفتار :

    انباشت اذهان ، بدوران کودکی و شباب  کسب و کنز گردد و بتکرارها  عادت و سنت شود  و تقریبا جاودانه  بر ذهن قوام یابد و چون جلبکان ریشه دواند و قوه اندیشه را در کارتونک خود بمحبس بدارد و پویایی را که موجد تکامل  اندیشه است از او  بستاند تا آن را  عقیم و سترون نماید و بزنجیر باورها در قالب از پیش  تعیین شده  ایستاء  نموده وبخطی مشخص در سیر دارد و بی توجه بر پیرامون خود درازای عمر بپیماید تا در جهنم ساخته اذهان بیارامد  .!

   بزنجیر باورهاست که پندار و گفتار و کردار ، باسارت اذهان گرفتار آید و منشاء خود بقلاده زنجیر ذهن بسپارد  و کار را بر خود آسان نموده تا از غرایز  ، ببهینه وجهی استفاده نماید  و بر دگران  عذاب الیم برویاند .! 

                « عاقل مباش تا غم دگران خوری ــ  دیوانه باش تا غمت دگران خورند »

                      


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Wed 6 Aug 2008 و ساعت 8 PM |