تبليغاتX
اندیشه محبوس
    گفتار اول :
     فقه در لغت  دانستن ، علم بر چیزی داشتن یا علم بحث از فروع عملی احکام شرع است ، مبنای این علم بر استنباط  احکام از کتاب و سنت بوده و بهمین سبب استنباط   محل اجتهاد است . !(قرآن و سنت نبوی)
            " فقیه : کسی است که بر علم فقه واقف و محیط باشد ." ( دانشمند امور دین )

     بر طبق این فحوای معنایی ، علاوه بر اینکه  فقیه باید مجتهدو اهل دانش فقه باشد باید توان استنباط را نیز  دارا باشد   در غیر اینصورت فقاهت فقیه بی اعتبار خواهد شد .! 
     روند بسطی فقه ورشد غیر عادی آن ، بستر بینش اندیشه  تشیع است که خود فرزند ناشناخته  اسلام محمدی است که بر طبق  فریاد تاریخ در غیبت پدر  زاده شده و در تکوینش  موارد بسیار  بنبشته در آمده است  ،بعضا  پرورش انرا دست ساز سیاسان و قدرتمداران زمانه ها با مقاصد تضعیف  وتفرق درقدرت  جهانی اسلام  و یا نیاز سلاطین سرزمین شیعه خیز ، بقصد ایجاد حفاظ در مقابل  همسایگان  دگر اندیش و  ... دانسته اند ، اما هر چه هست فعلا بحث اصلی این مقال نیست .! 
       فقاهت مبتنی بر امامت ، محصول استنباط های معدودی از فقهای سیاست پیشه عصراست که در امتداد امامت پنداری وتوارثی تشیع  پدیدار شده است ، حال باید دید که جایگاه  و اعتبار این عدل وامامت که  گاها وصله نا هماهنگ بر اصول دین نیز است ، در اسلام چیست .!؟ 
    برطبق باور اکثریت مسلمانان جهان ، بویژه مسلمانان زادگاه  اصلی اسلام "۸۰٪ مسلمانان"  باور های  تشیع  علاوه بر اینکه همساز با اصول اولیه  اسلام  نمی باشد  بلکه  نوعی انحراف از دین محمدی و برانگیزاننده اختلافات بین اسلام و ادیان دگر انگاشته میشود   .! (رافضیان)
   غلو و اغلاو  ، خرافات و صنم سازی ،  اتکاء بر نقل واقوال "احادیث"، اغراق در تقدیس و تقدس و  موارد  دگر و همچنین تکرار مستمر آنها  نوعی عادت ثانویه  در  باورمندان شده است که بعضا  وجودخالق جهان هستی  را در پس پرده های خود بانکار میکشند و مبنای دین را بچالش میخوانند ، درنمایش وتصدیق این نوشته ها  بخلاصه مطالب زیر استناد شده است  :
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Fri 21 Aug 2009 و ساعت 3 PM |
              «  ولایت سلطان خامنه ای فاقد مشروعیت  و مقبولیت  است .!»
  
 پیش گفتار  :
   گفتار یک ــ  هرگز مشاهده نشده است که علما و فقها وعقلا ی واقعی  انسان کش باشند و از نفس اماره پیروی کنند و منیت و تمامیت خواهی را عجین سلوک و رفتار خود نمایند ، این نوع  رفتارها آرایه صفات جهلا و جائران وجبارانست که  همواره برای مردمان شناخته شده اند .!

       " جوهره و خمیره  نظریه ولایت  منبعث از اندیشه های  بیماری است که پس از هزار و اندی سال بتصادف ظهورکرده است  و می رود  بمدد جاه طلبان دنیا دوست و بستر خام خودفروشان وخواست بیگانگان متجاوز  بصورت خالی سیاه درنقطه  کوچکی  از جهان خود بنماید ."
       با اتکاً به بینات زیر در اسلام این دکترین  فاقد مقبولیت دینی وعقلانی  است :
         ۱- ۹۹ درصد مسلمانان جهان چنین دیدگاه دینی را مردود میدانند .! 
             (این دیدگاه هرگز با اصول  مقبول کتاب و  اجماع و مشاوره و ... در  دین  نمی گنجد )
         ۲- ۹۹درصد مسلمانان ، امامت را که پایه و اساس  اصلی این نظر است مقبول ندانسته و جزء دین نمیدانند .!   
    "  صفات ورای طبع انسانی  منتسب بر امامان بسیار اغلاو آمیز و منتجات تفکرات و رفتار و مدیریت آنان که  درتاریخ مثبوت است  ، نافی این صفات منتسبه اند ."
         ۳-  در کتاب دینی مسلمانان(قرآن) هرگز بوجود چنین فرقه مذهبی و امامت موروثی اشاره ای صریح نشده است .!
    " اشارات تفاسیری مستخرجه از قرآن ، آلوده بر انباشتهای ذهنی  اندک مفسران منجمد الافکار است  وبدین حجت  است که هرگز نمی تواند  مبنای داوری نیک و درستی  باشد ."  
      ۴- نماد عملی پیروان امامان بویژه رهبران مذهبی آنان، خود سند مردودیت دگریست که اساس اندیشه این فرقه را از نظر اسلام  مخدوش میدارد و منافات آنرا با مقبولات  دین  هویدا میسازد .!
     " آرامگاههای با زیب و زیور امامان و ترویج سجده وزیارت بر آنان و پرداخت نذورات با اهداف غیر عقلانی و وجود توقعات شفاعتی و سلامتی  و... از  ذرات خاکهای بیابانها  ، خود با فلفسه تمرکز در وحدانیت و قدرت مطلقه خالق خلقت  در  منافات است ، این همان دکترین الحادی است که در سایه جهالت عده ای خاص بدون نیاز بر نور خدایی در حال رشد است .!"

 گفتار دو ـــ  مقبولیت چیست : 
           تقبل و همسازی اندیشه همگانی با یک مفهوم مشخصه ، در بین اکثریت جوامع که از حیث عقلانی و روانی در سلامت عادی و طبیعی هستند ، مقبولیت تعریف میشود  .!
          " افرادی که در قبال اجور مادی و تعصب وسر سپردگی و صغر سن و ... موجب اذیت و ایذای همنوعان و سایر موجودات زنده می شوند فاقد سلامت روانیند و در جرگه انسانهای سالم بیجایگاهند و در این مقوله جزء مستثنیاتند   ."
      میتوان ادعا کرد که  بدون مقبولیت اذهان انسانی  هیچ موجودی اعم از زنده و غیر زنده   حتی با وجود موجودیت نمی تواند وجود خود را باثبات برساند   ، بدین مثال توجه شود :
     * اگر همین فردا تمام انسانهای کره زمین بهردلایل ممکنه و فرضی ،خالق هستی را بمفهوم حال  در ذهن خود پذیرا  نشوند  و وجود آنرا  در هیبت و شکل  خاص دگر ، مقبول  خود بدانند  ،دگر هرگزخدایی  بدین معنای امروز در کار نخواهد بود .!
    بدین علت است که قضاوتهای ذهنی دگر اندیشان نسبت بباورها و مقبولات همدیگر همواره منتج  بنتایج منفی بوده  است .!
       " انباشت اذهان دینی غیر تشیع  هرگز امامان مقدس اهل تشیع را پذیرا نیستند 
         و یقینا و جود آنان را جزء یک مفهوم خرافی معنایی دگری نمیکنند و بالعکس .!" 
  
  گفتار سه ــ
 مشروعیت چیست :
         مفاهیم  سازگار و مقبول با  شرع ( احکام شرع در ادیان ) بدون توجه بمقبولیت آحاد جامعه   جایز و مشروع است و انجام آن بدون تحلیل اندیشه ، جزء تکالیف باورمندانست  وعدول از آن مشمول جزای دنیوی و اخروی است ، بدین نحو است که شرع خود را بر مقبولیت ارجح می شمارد .!! 
  گفتار چهار ــ   واقعیت چیست :
         از انجاییکه وجود هر مفهومی (شیئی یا غیر شیئی)  بهر شکل و تصویری ، بدون مقبولیت ذهن نزد انسانها  مثبوت  نتواند باشد  و حتی در عین بودن بر انسان محسوس و ملموس نشود ، پس مشروعیت بدون مقبولیت ذهن انسان هرگز وجود نخواهد داشت .! « مثال ذهنیت انسان در بند مقبولیت  در ارتباط با خدا موید همین معناست .»
 
   منتجه :

               از انجاییکه گزینش ولایت از طریق اعضاء باصطلاح خبرگان و گزینش اعضاء خبرگان  مستقیما از طریق  مردم انجام می پذیرد پس پوزیشن و جایگاه  ولایت مبتنی بر مقبولیت مردم است و هر گز نمیتواند  موقعیت این جایگاه منتسب بر مشروعیت آن باشد ، تمام عناوین شرعی منتسبه بر ولایت  که با قانون ناهماهنگ باشند ، غیر اخلاقی و نامقبولست و متکی بر اخلاق ناپسند اغلاو مردم تربیت یافته در تشیع است که غلو در آنان با القاآت تربیتی ، جزء عادات ثانویه شده است .!!
             امروز مردم بدلایل بسیار متقن مانند :  غارت ثروت ملی ( خود و  بستگان وایادی ) ، سوء مدیریت ، منیت و تمامیت خواهی ، خیانت بمردم ، کشتن انسانهای بی گناه و دگر اندیش ، گسترش سیاه چالها و زندانها ، عدم اعتناء بقوانین ، توسل بزور ، عدم رعایت حقوق بشر ، هزینه ثروت ملی برای ترور ، هزینه ثروت ملی در تسلیحات غیر لازم و  دخالت در امور قوای مجریه  و قضاء و مقننه و ....  و استفاده از بیگانگان در سرکوب صاحبان اصلی کشور  وی را شایسته رهبری نمیدانند و در مقابل انواع تسلیحات مرگ آفرین وی ، فداکارانه و شجاعانه ، مرگ بر دیکتاتور می خوانند ، این یعنی عدم مقبولیت دیکتاتور ( سلطان خامنه ای ، بزرگ عمامه داران ) که  خبر مرگش در طنین صدا و ندای فرزندان اصیل وطن  بعرش اعلی رسیده است . ! 
    هموطن ، صدای آزادی بگوش میرسد ، در مرثیه مرگ سیاسی دیکتاتور در کنار هم خواهیم بود .!     
           

+ نوشته شده توسط بهرام فرزان در Thu 30 Jul 2009 و ساعت 8 PM |