آن دیوانه را صد شرف بر این روباه مکارست که آغازنامش بیرق پیوند براغیارست
اذنابش ز پشت بیگانه های قاتل نیاکانست انبان نهادش پر ازخیانت بدیار ایراننست
گر این روباه مکار را فرصتی دگر باز خوانی ۳۰ سال دگر زندگی بزندان گورخود داری
تو فرزند کورش و داریوش و شاه شاهانی ز پشت آذر و بابک و کاوه و خرمدینانی
ترا مشکل اینجاست که هویت خویش ندانی تا سر خود از گریبان نامحرمان برداری
گفتار چهارم : اجبار در شرکت و انتخاب بدترین بین بدها .!؟
با توجه بشرایط روحی و شخصیتی افراد یک جامعه ، گاها پیش می آید که افراد علیرغم خواست باطن خود و یا بهر دلیل دگری مانند "ضعف اراده ، ترس ، مصلحت اندیشی ، جایگاه اجتماعی و شغلی و ... " مجبور بشرکت در یک انتخابات نمایشی شده و عملا فاقد هر نوع قدرت گزینه دگری میشوند در اینصورت باید تلاش کرد در بین بدها ، بدترینها را مورد گزینش قرار داد .
مزایای اِعمال چنین روشها را میتوان در شرح زیر بایجاز دریافت :
۱- گزینش بدترین از بین بدها ، نوعی اخطار محسوس به قدرتمندانست .
۲- گزینش بدترین از بین بدها ،نوعی ابراز بی توجهی بمنتصبان و شورای نگهبانست.
۳-گزینش بدترین از بین بدها ،نوعی سخره بازیگران قدرت ازطریق مبارزانست.
۴- گزینش بدترین از بین بدها ، بهترین راه ملموس برای ناکامی جائرانست.
۵- گزینش بد ترین از بین بدها ، بهینه بیدار باش بر گروه خفتگان و غیر مسئولان است.
۶- گزینش بدترین از بین بدها ، نوعی حرکت جمعی بسوی هم آوایی و اتحاد است.
الخ .......... ، ................ ، ................. ،. ...
النهایه ،منتجه این اقدام جمعی ، باعث تخریب دیوار مجازی ترس و وحشت از قدرت شده و خیزشهای بعد ی را تسهیل می نماید ، مضاف بر اینکه ، در ذهن قدرت دانه خوف می نشاند ، تصویر حقیقی اراده مردم را بگروههای اقلیت هوادار بنماید و از شدت اعمال ددمنشانه آنان بکاهد و .... .!
آنانکه سراب و تصاویر مجازی حال را براهداف مقدس ملی ترجیح میدهند ، خوش باورانی بیش نیستند که طاقت وتحمل اوضاع و احوال زمانه را درا ندرون خویش دارا نیستند ، اینان جزء بیخبر انند و نمیدانند که تا اخر عمر در عذابند ومیراث بد شگونی بر دلبندان خود بارث میگذارند .!
فکر اصلاحات، تخم لقی بر چنین سرابی بود که از طریق حکومتگران جاه طلب و تمامیت خواه در مرداب اذهان کاشته شد تا بهر و ثمرش را خودیها بردارند و عصاره متعفنش بر پشت مردم بینوا بمالند .!
اصلاحات ، نو پوششی بود که بر دیدگان عوام کَشیده شد و نهال شوربختی بشکل امید بر مردابها کِشته شد تا بهرش را امروزها مردم بداس شکسته دروگرباشند .!
ا گر بتوانیم دیروزها را در اذهان خود فریاد زنیم و دگر بار درسیمای کریه اش بدقت بنگریم و در صورت توان بتوانیم بموازات وضع و حال زمانه آنرا بسنجیم ، براحتی در می یابیم که ما ملت ، جزء بازندگانیم .!
پدران ما هر گز شهامت نکردند اندکی از خوشیهای ایام خویش را فدا ی آیندگان کنند ، بذر سراب در کشتزار های ملی نکارند تا امروز ما را اجبارا دروگر بهر سراب آن بدارند ، گر من وتو نیز بسنت آن پدران نا آگاه ادامه راه دهیم یقین دلبندان خود را در عذاب جباران دگر بزنجیر نهیم .!
گر من وترا ، ازادی در کوتاهی شلوار و دامن ، ارزانی محصول خرمن ، آوای آهنگ بهمن و ... معنا شود ، یقین دان ای برادر که من وتو بیماریم و راه علاجی در پیش خود نداریم .!
« امید بستگان بفرداها ، خام خیالان امروز و پدران ابله فرداهایند »
تودانی که ضحاک ز پشت اعراب بود بدوشش دو مارِ آدمی خوار بود
تو دانی که ضحاک نوعی خدای بود آزادی برسرش حرف بیجای بود
تودانی که فرمان ضحاکرا تغییر نبود در اندیشه وی اصلاح مقدورنبود
تودانی که خود منشاء درد و بلایی دوستداری طعمه ضحاک بمانی

