دراین نگارش تلاش وافی براین است که اجمالا درباره نظام حکومتی در هم آمیخته و مجهول الهویه ملا سالاری « Mullah Cracy » و نحوه رشد وقوام آن بحث و غور مختصری شود و ببرخی از تفاوتهای این نظام نپخته حکومتی با دو نظام دگر ،(مردم سالاری« Democracy» و دین سالاری « Theocracy» )بایجاز و اختصار اشاره ای گردد .
* مردم سالاری یا دموکراسی بطور عام ، نوعی نظام حکومتی است که در آن اداره تمام امور یک جامعه مشخص و تعریف شده (کشور) از طریق نمایند گان بر گزیده مردم آن جامعه و باَشکال مختلفه و معینه انجام می پذیرد ، بنحویکه تحت ضوابط خاصی که تامین کننده نظرات نسبی مردم و شرایط مقبول جامعه باشد (انتخابات آزاد) ، یا بنوعی دگر باید حرکت نسبی حکومت منتخبه ، منتهی بتساوی حقوق بین تمام شهروندان گردد .
با اغماض از اشاره بانواع آن لازم است فهرست وار ببعضی از پایه های اساسی این نظام اشاره شود :
آزادیهای دین و مذهب و نیایشهای مرتبط ، بیان وقلم ، اجتماعات و حقوق زندگی شادمانه و النهایه حقوق مطالباتی از منتخبان (دولتمردان) و ... .
* دین سالاری نوعی خاص از نظام حکومتی است که مبنای آن بر پایه فرامین الهی استوار است ( کتاب آسمانی و شریعت) در این نظام قوانین دینی در اصالت بوده و افراد باورمند و متخصص و اهل دین و گاها منسوبان خاندان کرامت ، در راس اداره امور کشور قرار می گیرند . !
مانند : «خلافت در صدر اسلام و یا حکومتهای قرون وسطایی کلیسا ها در غرب .»
« عربستان و افغانستان طالبانی و اردن نمونه های فعلی این نظامند !!! »
وجوه افتراقات :
مردم سالاری :
مردم سالاری نوعی نظام حکومت مردمی مقبول روز است که در آن قانون اساسی منطبق با آراء و خواست مردم تدوین میشود " آزادی ادیان و لا دینی ، آزادی نیایش باورمندان ادیان ،آزادی بیان وقلم ، ازادی اجتماعات مردمی ، حقوق زندگی شادمانه ، آزادی احزاب خود جوش ، آزادی انتخابات ، آزادی مطالبات ازدولتها ، سایر آزادیهای مدنی و... "از مشخصات بارزه این نوع نظام است .
دین سالاری :
دین سالاری نوعی نظام حکومت دینی است که در آن قانون اساسی کتاب آسمانی دینی و متفرعات مرتبطه بان است ،" قوانین نافذ در کلیه امور کتاب آسمانی و متفرعات مشتقه از آنست ، آزادیها محدود و محصور ومحبوس در چارچوب دین است ، انتخاباتی وجود ندارد ، خلیفه مختار وهرگز مورد سئوال نیست، ادیان دگر کاملا محدودند، بیان و قلم و ابراز مطالبات ممنوع است و ... مگر در چارچوب فرامین خدا باشد و ... !!، مذکورات فوق از صفات حسنه این نظام است ."!!
ملاسالاری :
ملا سالاری ، نظام حکومت امام زمانی وبنوعی الله جانشینی است که با دین سالاری تفاوتهای بسیار دارد «ولی الهی» در این نظام من در آورده و مختلط و هرجایی ، قانون اساسی از طریق آراء آخوندکهای متخصص تدوین میشود ( اکثر مردم از انتخاب شدن محروم ولی در انتخاب کردن منتصبان آزادند !!! "درواقع رل سیاهی لشگر و بازیچه دارند" ، انتخاباتها درید شورای نگهبان «جکومت» بوده اما بطور تمسخر آمیزی برنگ آزادیهای دموکراسی رنگ آمیزی شده است «نظام بوقلمون صفتی» ، آزادی بیان و قلم و اجتماعات خودی درحیطه بینش ملایان آزاد است « منطبق بانظر ملایان متخصص و حاکم است»، ارگانهای اساسی و باصطلاح ملی مانند مجلس و دولت و قضا ء و ... که ظاهرا متکی بآراء مردمند ، عملا از گروه ملایانند « دستار بسران وپیشانی داغداران بی دستار »!!! ،
از نظر این نظام ، مبتنی بر صفات مشترکه ، ملت بچندگروه تقسیم میشوند :
امت ــ امتها نوعی ملا کراتند و جزء شهروندان درجه یک محسوب میشوند و اینان دارای حقوق و مزایای اجتماعی خاصند که محدوده عملی آن حتی بشرکت خودسرانه در انجام وظایف اجراء ، قضا و تقنین و النهایه بتهدید ها وآدم کشیهای مجاز نیز میتواند ساری و جاری شود . «باورمندان وامیدوارانِ به ژرفنای چاهها و معتقد بخرافات و همچنین دارندگان اعتقادات مقدسه بمردگان خاکستر شده و الخ ... جزء این گروههای صاحب کرامتند ، اینان شکل و شمایل خاص بخود دارند که براحتی قابل تشخیص از دگرانند .!!!»
دینداران ناتنی ــ پیروان مختلفه مذاهب اسلامی هستند : مانند اهل تسنن ودسته ای از اهل تشیع که بعلت عدم اعتقاد به ولایت و بعضا بامام زمان و تغایر در برداشت از قرآن و ... جز شهروندان درجه دوم محسوب میشوند و در بعضی مراحل بعلت نیاز های خاصه مورد لطف موقتی قرار می گیرند ، اما همواره چون جوب دوسر ... طلایند .!!!
پیروان سایر ادیان :
یهودیان و مسیحیان وزردشتیان ایرانی تبارند که در مرتبه سوم شهروندی قرار دارند و منطبق فرامین الله تحت شرایط معینه خاصی مجاز بزندگی در پناه عدل اسلامند واز مزایای مهم شهروندی مانند شرکت در اداره امور کشور و غیره محرومند و ... . !!! " انتخاب کردن آزاد وآنتخاب شدن ممنوع است "
حقوق انتفاعی ومدنی و قضایی ایندسته از شهروندان در حداقل ممکنه ودر چارچوب عدل الهی مشخص شده است!!! ، آزادی آنان در حد موجودات غیر انسانی است که در طبیعت وجود دارند . !!!
کفار و ناخدایان :
گرچه از دیدگاه مذهب ناتنی اسلام ، تمام آنانکه باسلام ناب محمدی ، بویژه بامامت زمان و دنبالچه مرتبطه بآن باور ندارند «ولایت» جزء کفار محسوب میشوند و بر طبق کلام الله اختصاصی محکوم بمرگند ولی بعضا مبتنی بر دلایل تقیه وار بظاهر جزء کفار محسوب نمیشوند .!!!
"باورمندان مذاهب مختلفه ادیان ابراهیمی و زرتشتیان ایرانی جزء این گروهایند "
سایر باورمندان مانند بهائیان ، بودائیان و نا خدایان و دگر اندیشان و ... جز کفارند و حق زندگی در بین امت اسلام را ندارند و بر طبق احکام شرعی ، امت را وظیفه است که دشمنی خود را همواره با آنان بپا دارند تا زمین را از وجود شان پاک و منزه نمایند !!!
« ملا کراسی و انتصابات »
* ملا سالاری ایران نظام مجهول الهویه و ناشناخته ایست که بدون پیش زمینه های مستحکم اولیه بینشی ، بپشتوانه برداشتها و استنباطهای فکری وفقهی بیمارگونه و متحجرانه و متعصبانه بعضی از زعمای مذهب ناتنی و عاریتی اسلام ، در برهه ای از زمان که جامعه گرفتار خوش باوریهای ظاهری بود ازبین متون در هم پیچیده وناسخ منسوخ کتب دینی ، بتصادف وغیر مطلوب ظاهر شد .!!
" پهنه ظهور این نظام ناشناخته و ناقص الخلقه ، بستر سنتی و هویت باخته جامعه از درون گسیخته ای بود که در بین مرداب فرهنگ در هم آمیخته خودی و بیگانه گرفتار شده بود و اندک اندیشمندان خود باخته آن با هجرت بسرزمینهای امن ، شانه از زیرمسئولیتهای اجتماعی بر داشته بودند و جای خود را بدستجات فاقد صلاحیت و شرایط لازمه ، اما فریبا و خودخواه، وا گذاشته بودند و ظل الله زمانه اش نیز که خوداز توده مردم نبود و بتزریقات مسموم فرصت طلبان و سوداگران دور و وری در زندان ذهنی خویشتن باسارت افتاده بود که ناگهان چون حبابی درهم ریخت و ناپدید شد . !"
" خادم نمایان خائن ملت « توده ایها و چریکها و مجاهدین ، ملی گرایان مذهبی ومذهبیون قشری و لابیگران بیگانه و روشنفکران محبوس در برزخ اندیشه خودو ...» باهدف ربودن گوی میدان از چنگ همدگر با توجه ببستر اندیشه خام و پر احساس جامعه زمان ، در باطن بدین رضایت دادند که سکان را تا نیل بر پیروزی نهایی موقتا بدست بی سیاستان نا آشنا باصول کشور داری سپرده و خود در خدمت آنان در آیند وبدین نحو اتحاد توده های انقلابی را بپا دارند ، هریک بزعم خود بدین باور و خیال خام باشند که با قربت و نزدیکی باین نا آگاهان سیاسی بتسهیل بتوانند چنگ در حکومت آتی زنند و آرزوهای دیرین خود را جامه عمل بپوشانند ، رقابتها ی فیما بین این گروهها ی خائن در جهت نیل باهداف خود که اکثرا از طریق بیگانان ترسیم شده بود بدانجا انجامید که تمام روشهای متعارف انقلابی و مقدمات کشور داری ( کپیه کمیته های انقلاب روسیه ، بکارگیری لون پنها و ملُّیون مذهبی و ...) باسانی در ید ملا کراتها قرار گیرد وفرصت موقتی که برای لابیان بیگانه فراهم شد ه بود آنهم بعلت بی لیاقتی ، آنان را بپای قربانگاها کشیده تا بسزای خیانتهای خود برسند ، بازنده نهایی ملتی شد که بیعقلانه و بااحساس و ندانم کاری خود را در اختیار خائنان گذاشته بود . ! "
« انتصابات در پناه انتخابات »
بر مبنای قانون اساسی متکی بر پندارهای غیر عقلانی ، بافت حکومتی چنان در یک نقطه راسی بهم گره خورده است که میتوان آنرا بنقطه مرگ دموکراسی تعبیر کرد ، در حیطه سلطه این نقطه مرگ است که تابوت جنازه مردم سالاری با مهارت تمام برنگهای دلفریب رنگ آمیزی شده و نقّش زیبایی از مردم سالاری را بنمایش گذاشته است ، این محصول یاد آور هنر و مهارتهای رنگ آمیزی روشنفکران خیانت کار زمانه است که هنوز هم در ذهن ناآگا هان ، حقیقی جلوه می نمایند .!
در این نگارش قصد بر این است که فقط بخش کوچکی از این نقش را بتجزیه تحلیل نشسته و نمای کریه باطن آنرا نمایان گر شوم ، باشد که برای اولین بار پرده عصمت قلابی دریده شده و حقایق خود را نمایان سازد .!
« شورای نگهبان بزرگترین عامل نفطه مرگ »
همانطور که همگان آگاهند انواع دوگانه اعضای این شورا ی زیر نظر آیت ا...جهنمی ، جملگی از منصوبات نقطه مرگند ، بعبارت دگر اعضای این شورا نوعی ویروس حناق مانند است که بموقع در بستر مد نظر می نشیند و بطور نامرئی بافتهای حق و آزادی را در احاطه میگیرد و قدرت دم وبازدم از آنها میستاند .!
این شورا علاوه بر اینکه سدی بسیار بزرگ در مقابل خواست مردم است ، در تمام شئونات عوامل مردم سالاری دخیل بلا منازع است .!
در انواع انتخاباتها کاندیدا ها را بالگوی خویشتنی سرند میکند ، و آنان را بر مبناهای چون اعتقاد بولایت ومبتنی بقانون اساسی و صُور ظاهری مطلوب منتخبان ، تصویب کرده و بمحک میکشد و براحتی غیر خودیها را از گردونه بدر میکند .!
در اینجا لازم است ببخشی از قوانین مضحک انتخاباتی اشاره شده و در مفاهیم آن بحث و غور اجمالی شود :
قانون انتخابات : براساس قانون فعلی انتخابات ریاست جمهوری ایران، افرادی که دارای شش شرط "رجال سیاسی و مذهبی بودن، ایرانی الاصل بودن، تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور" باشند می توانند در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کنند .!!
با اغماض از ۶ شرط گول زنک اولیه مذکور در فوق با کمی مداقه در شرط آخر "مومن ومعتقد بمبانی جمهوری اسلامی ایران ومذهب رسمی کشور " باسانی میتوان دریافت ، کلیه ایرانیانی که اعتقاد بامام زمان (مبنای حکومتی )وولایت را نداشته و مذهبشان شیعه اثنی عشری نیست هرگز حق انتخاب شدن در هیچیک از مناصب کلیدی را دارا نمی باشند !، بعبارتی ایرانیان مسیحی ، یهودی ، زرتشتی ، شاخه های مختلفه مذاهب اسلامی مانند اهل تسنن ، اهل تشیع غیر معتقد بولایت وگروههای نسوان بطور عام از حق انتخاب شدن محرومند .!!! " اما همین محرومان در انتخاب کردن آزادند !!!"
(محرومان مذکوره حدودا ۹۵ در صد جمعیت ایران را شامل میشود .!)
" زنان ۵۰ در صد ، دگر مذاهب اسلامی" سنی و شیعه " ۳۵ درصد ، مهاجران
ایرانی در خارج از کشور ۸ درصد و مجموع اقلیتها ۲ درصد "
با توجه بامار فوق هر کس بسهولت میتواند دریابد که در نظام ملاسالاری فقط ۵٪ جمعیتند که نسبت به ۹۵ در صد بقیه سلطه گرند .!!!
نقش دگر شورای نگهبان نظارت استصوابی است وآن بدین معنی است که این شورا ی با گماردن نظار خود مستقیما مراخل انجام انتخاباتها را تحت کنترل میگیرد و صحت انجام انتخابات بدون تایید این شورای باطل بوده و هرگز قابل تنفیذ نیست .!!
این شورا علاوه بر وظیفه فوق حق رسیدگی و صدور رای نسبت بشکایاتی را داراست که کاندیداهای انتخاباتی بر علیه خود این شورا اقامه مینماید .!!!
( بمصداق این مثل : وای بروزی که عروس و داماد و ارکستر یکی باشد .!!! چه شود !!؟)
با توجه بمنتجات این نوشتار باید گفت :
تحریم این نوع انتخابات باید جزء وظایف هر شهروند آزاده باشد که بمبادله و سودای حقوق نسل آینده معتقد نمیباشد .!
شرکت در این نوع انتخابات با علم پیشین بگزینش مجدد منصوبان ،هر گز نمیتواند متضمن تغییرات و ره آوردهای جدید و خاص ، برای ملت باشد .!
شرکت در ایننوع انتخابات نمایشی،نوعی ضرب مهر تایید بر عمل غاصبانه جائران و جابران بوده و توهینی بزرگ بر اندیشه انسانهاست .!
امید بستن بنتایج انتخابات از پیش منصوب شده ، نوعی سخره ملت و مردم سالاری است که هر اقدامی نسبت بآن بلاهتی بسیار بزرگ است .!
« قبول سوز ودرد و محرومیت امروز گواراتر از مرگ ونابودی فرداهاست»
